لیوساشاپ
0 محصولات نمایش سبد خرید

سبد خرید شما خالی است.

زندگی نامه ایلان ماسک

زندگینامه ایلان ماسک (من از فقر به ثروت رسیدم)


ایلان ماسک وقتی 12 ساله بود کدنویسی رو یاد گرفت و اولین بازی کامپیوترش رو ساخت که 500 دلار فروش رفت. ایلان ماسک از فقر به ثروتی رسید که میتونست هر مقدار پولی که میخواست رو برای رسیدن به اهدافش خرج کنه و روی آینده انسان‌ها تاثیر بزاره. به او لقب تونی استارک رو دادند.

ایلان ماسک 54مین فرد ثروتمند جهان با ارزش خالص دارایی 20.3 میلیارد دلار است

زندگینامه ایلان ماسک

ایلان ماسک در ژوئن 1971 در پرتوریا، آفریقای جنوبی متولد شد. در یک خانواده چهار نفره، برادرش کیمبال، پدرش مهندس برق بود و مادرش مدل و متخصص تغذیه بود. از همان کودکی والدینش متوجه شدند که او با بچه های دیگه فرق داشت. همیشه در حال رویا پردازی بود درحدی که اگه کسی با او حرف میزد حتی یک کلمه هم نمیشنید. به جای بیرون رفتن و بازی با دوستان، به کتابخانه میرفت و اغلب رمان‌های علمی میخواند. مثل کتاب راهنمای سفر مجانی به کهکشان که تاثیرگذارترین کتاب در او بود، کتاب های طنز و بازی سیاه چال و اژدها. او گوشه گیر و درس خون بودم و چون بهش میگفتن خرخون بچه های مدرسه خیلی اذیتش میکردن.

داستان ایلان ماسک

حتی یکبار بچه ها کتکش زدند تا جایی که خونریزی کرد و از پله ها پایین افتاد، بیهوش شد به همین دلیل او رو به بیمارستان رسوندند. اون زمان والدینش از هم جدا شده بودند، مادرش به کانادا رفته بود و ایلان ماسک و برادرش همراه پدرش زندگی میکردند. کامپیوتر برای او مثل نوری در تاریکی بود. وقتی 12 سالش بود اولین کامپیوترش رو گرفت و خیلی سریع عاشقش شد. اما او یه کامپیوتر بهتر برای افزایش بهره‌وری میخواست. بنابراین تصمیم گرفت خودش برنامه نویسی رو یاد بگیره. بعد از اون یک بازی به اسم blastar ساخت که اون رو به مجله کامپیوتر به قیمت 500 دلار فروخت. پول زیادی نبود اما برای یک بچه 12 ساله ساختن یک بازی کامپیوتری زمانی که کامپیوتر هنوز یه چیز جدید بود واقعا شگفت انگیز بود.

کار با کامپیوتر ایلان

قبل از اینکه ایلان ماسک 18 سالش بشه تصمیم گرفت به کانادا بره و با مادرش زندگی کنه.
اما کارها طبق برنامه ریزی او پیش نرفت و مجبور به انجام کارهای کم درآمد و زندگی در خوابگاه شد. خودش رو گم کرده بود اما خیلی زود فهمید انجام این کارها او رو به اهداف و رویاهاش نزدیک نمیکنه. بنابراین در دانشگاه کوئینز ثبت نام کرد و به پنسیلوانیا رفت و در دو رشته فیزیک و اقتصاد فارغ التحصیل شد. در آنجا بود که به علاقه اش به اینترنت، انرژیهای تجدیدپذیر و اکتشافات فضا پی برد. به فکر گرفتن دکترای فیزیک بود که در دانشگاه استنفورد پذیرفته شد. اما چیز دیگری توجه او رو به خودش جلب کرد، حباب دات کام.

حباب دات کام

ایلان ماسک میدونست که باید بخشی از اون باشه. به همین دلیل 2 روز بعد از ورود به استنفورد، آنجا را ترک کرد، تا رویاهای کارآفرینانه خودش رو دنبال کنه. هیچ چیز نداشت؛ نه پول، نه خونه و نه ماشین. تنها چیزی که داشت رانندگی خیلی خوبش بود.

از پدرش خواست مقداری پول بهش قرض بده تا او و برادرش اولین شرکتشون رو راه اندازی کنند. ZIP2، یک راهنمای شهری برای صنعت انتشارات روزنامه بود. مثل هر استارتاپی اولش آسون نبود. دفتری رو که برای کار اجاره کرده بودند همان جایی بود که در آن زندگی میکردند. من روی مبل یا روی زمین میخوابیدند و با برادرش جاشون رو عوض میکردند. چندسال به سختی سپری شد تا شرکت آنها رشد کنه و به سوددهی برسه. اما در سال 1999، شرکت Compaq Computer شرکت ZIP2 رو با قیمت 300میلیون دلار به وسیله سهام خرید. اکنون آنها بخشی از سیلیکون ولی و حباب تکنولوژی بودند. آنها پول کافی برای شروع پروژه بعدی رو به دست آوردند. بیش از نیمی از پولش رو برای تاسیس شرکت X.COM که یک شرکت پی پال بود، سرمایه گذاری کرد.

شرکت پی پال

پی پال یک سرویس انتقال پول از طریق اینترت بود
چیزیکه قبلا کسی تصورش رو هم نمیکرد. این اتفاق در سال 1999 افتاد زمانیکه انتقال آنلاین پول بی سابقه بود. بانکها و سرماگذاران به این ایده ایمان نداشتند و به نظرشون این روش امنیت کافی نداشت و مردم به آن اعتماد نمیکنند. اما ایلان ماسک همراه تیم جوان و با انگیزه برنامه نویسش پی پال رو تبدیل به یک شرکت میلیاردی کردند و به آنها لقب مافیای پی پال رو دادند. بعد از اون هرکدوم از اونها موسس و یا مدیر عامل بسیاری از شرکت های بزرگ شدند مثل، Linkedin، Youtube، Yelp، reddit و …. در سال 2002، eBay پی پال رو به مبلغ 1.5میلیارد دلار خریداری کرد. که سهم او 165 دلار بود. اما این پول زیاد باعث نشد که او از کار کردن دست بکشه.

داستان فروش پی پال

هیچ پولی نمیتونه جای رویاهای او رو برای زندگی بهتر پر کنه. او همیشه به ستاره ها نگاه میکرد و میخواست به سیارات دیگه سفر کنه و دسترسی انسان رو گسترش بده. در همان زمان، ایلان ماسک همیشه میخواست به حل مشکلات بشریت کمک کنه. او به دنبال خرید موشک های قدیمی برای بازسازی و استفاده دوباره به مسکو سفر کرد. اما مهندسان آنجا مسخره‌ش کردن و از او درخواست پول زیادی کردند. ایلان با دستان خالی بازگشت. اما به این نتیجه رسیده بود که ساخت و راه اندازی موشک ها اگه به درستی انجام بگیره نباید اینقدر هزینه داشته باشد. او 100میلیون دلار سرمایه گذاری کرد و شرکت موشکی خودش رو با هدف ایجاد زندگی بشر در فضا راه اندازی کرد و اسمشو SpaceX گذاشت. در همان زمان 70 میلیون دلار دیگه در یک شرکت ماشینهای الکتریکی سرمایه گذاری کرد. دوستانش او رو مسخره میکردن و میگفتن بهتر از این نمیتونست همه پولاشو از دست بده اما من برام مهم نبود. چون در طول زندگیش برای رسیدن به چیزهایی که میخواست ریسک های زیادی کرده بود و هیچوقت تسلیم نشد.

شرکت اسپیس ایکس

6سال شکست در راه اندازی موشک ها و انفجار آنها به جایی رسید که برای اجاره مجبور شد از دوستانش پول قرض بگیره.
ایلان ماسک از میلیونری به اینجا رسیده بود. اونها فقط برای پرتاب 3 موشک برنامه ریزی کرده بودند. اما وقتی هر 3 ناموفق بودن چیزی برایش باقی نمونده بود نه تنها این بلکه شرکت اتومبیلهای برقی که ایلان در آن سرمایه گذاری کرده بود نتونست هیچ خودرو کارآمدی بسازه. به کمک سرمایه گذاری های لحظه آخری موفق به جمع آوری پول کافی فقط برای یک پرتاپ شدند. اگر این بار هم شکست میخوردند دیگه قادر به ادامه کار نبودند و spaceX از بین میرفت. وقتی چهارمین موشک اماده پرتاب بود، زمان برای آنها متوقف شد. به آسمان خیره شده بودند و همه سکوت کرده بودن. وقتی موشک آنها به مدار زمین رسید، همه جیغ کشیدند. اونها اولین شرکت موشکی با بودجه خصوصی بودند که به مدار زمین دسترسی پیدا کردند. همچنین موشک های آنها قابلیت برنامه‌ریزی مجدد برای بازگشت را داشتند. آنها موفق شدند.

شکستهای ایلان ماسک

بعد از پرتاب، ناسا برای بستن یک قرارداد 1.6 میلیارد دلاری با آنها تماس گرفت.
اهداف ایلان ماسک برای پیشرفت بشریت به آرامی به واقعیت تبدیل میشدند، زیرا قصد داشتند تا سال 2024 اولین موشک های خود را به مریخ برای ایجاد زندگی بشر پرتاب کنند. ایلان مدیرعامل شرکت اتومبیل برقی شد که در آن سرمایه گذاری کرده بود. و طی 10 سال تسلا موتورز تبدیل به بهترین و قدرتمندترین شرکت خودروهای برقی شد، که خودرو های کاملا اتوماتیک، سریع و ایمن تولید میکنه. درسته!!! او نه تنها شرکت موشکی خودش رو ساخت، بلکه یکی از برترین شرکت های اتومبیل برقی جهان رو نیز بنا کرد که کل صنعت خودروهای برقی رو متحول کرد. او با ساختن و سرمایه گذاری کردن در چیزهایی که از نظر بقیه هدر دادنه پوله به مقابله با تفکرات سنتی ادامه میده. مزارع انرژی خورشیدی، تولید انرژی پاک، شیوه های جدید حمل ونقل برای کاهش ترافیک مانند هایپرلوپ… همه اینها به این دلیل بود که دغدغه او بهبود زندگی انسان ها بود.

موفقیت های ایلان ماسک

پول، شهرت و قدرت دغدغه ایلان ماسک نبود بلکه هدف او برایش مهم بود. او برای بعضیها هیچ ارزشی نداشت. اما او به ارزش خودش، توانایی‌ها، اهداف و رویاهایش اعتقاد داشت. او دنیای بهتری رو میخواست. دنیایی بدون نگرانی در مورد تغییرات آب وهوایی و دنیایی که بشر رو به سمت زندگی فرازمینی سوق دهد. ایلان ماسک با کار کردن روی چیزی که بهش ایمان داشت و بارها شکست خوردن ارزشش رو به میلیاردها دلار رساند. او از بچه های دیگه کتک خورد، توسط مهندسان موشک مسخره شدم و بهش گفتن که ایده‌اش موفق نمیشه. اما او همه اینها رو پشت سر گذاشت، سرش رو بالا گرفت و به ستاره ها خیره شد و رویابافی رو ادامه داد تا دنیای بهتری رو خلق کنه. هیچوقت تسلیم نشد به حرف کسانیکه سعی داشتند پشیمونش کنند گوش نداد، سخت تلاش کرد و به دنیای بهتر ایمان داشت.

اهداف ایلان ماسک

اهداف ایلان ماسک برای پیشرفت بشریت به آرامی به واقعیت تبدیل میشدند، زیرا قصد داشتند تا سال 2024 اولین موشک های خود را به مریخ برای ایجاد زندگی بشر پرتاب کنند. ایلان مدیرعامل شرکت اتومبیل برقی شد که در آن سرمایه گذاری کرده بود. و طی 10 سال تسلا موتورز تبدیل به بهترین و قدرتمندترین شرکت خودروهای برقی شد، که خودرو های کاملا اتوماتیک، سریع و ایمن تولید میکنه. درسته!!! او نه تنها شرکت موشکی خودش رو ساخت، بلکه یکی از برترین شرکت های اتومبیل برقی جهان رو نیز بنا کرد که کل صنعت خودروهای برقی رو متحول کرد. او با ساختن و سرمایه گذاری کردن در چیزهایی که از نظر بقیه هدر دادنه پوله به مقابله با تفکرات سنتی ادامه میده. مزارع انرژی خورشیدی، تولید انرژی پاک، شیوه های جدید حمل ونقل برای کاهش ترافیک مانند هایپرلوپ… همه اینها به این دلیل بود که دغدغه او بهبود زندگی انسان ها بود.

موفقیت های ایلان ماسک

پول، شهرت و قدرت دغدغه ایلان ماسک نبود بلکه هدف او برایش مهم بود. او برای بعضیها هیچ ارزشی نداشت. اما او به ارزش خودش، توانایی‌ها، اهداف و رویاهایش اعتقاد داشت. او دنیای بهتری رو میخواست. دنیایی بدون نگرانی در مورد تغییرات آب وهوایی و دنیایی که بشر رو به سمت زندگی فرازمینی سوق دهد. ایلان ماسک با کار کردن روی چیزی که بهش ایمان داشت و بارها شکست خوردن ارزشش رو به میلیاردها دلار رساند. او از بچه های دیگه کتک خورد، توسط مهندسان موشک مسخره شدم و بهش گفتن که ایده‌اش موفق نمیشه. اما او همه اینها رو پشت سر گذاشت، سرش رو بالا گرفت و به ستاره ها خیره شد و رویابافی رو ادامه داد تا دنیای بهتری رو خلق کنه. هیچوقت تسلیم نشد به حرف کسانیکه سعی داشتند پشیمونش کنند گوش نداد، سخت تلاش کرد و به دنیای بهتر ایمان داشت.اهداف ایلان ماسک

www.liusashop.com

0
دیدگاه‌های نوشته